الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
505
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
طهارت نمودم ، و وضوئى گرفتم ) . پس - طهور - اسم مصدرى است بر وزن - فعول - مثل وقدت وقودا : ( آتش را به سختى مشتعل كردم ) . و نيز - طَهُور - اسمى است غير مصدر مثل - فطور - كه اسمى است براى آن چيزى كه با آن افطار مىشود و روزه مىگشايند و مانند آن ، مثل : وجور و سعوط و ذرور : ( دواى دهان و حلق - داروى بينى - عطر و بوئيدنى خوش ) . واژه - طهور - ( چنان كه گفته شد اسم مصدر است ) و گاهى صفت است مثل - رسول - و صفاتى مانند اينها ، و بر اين معنى است آيه : ( وَ سَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً - 21 / انسان ) آگاهى و تنبيهى است بر اينكه آن نوشيد ( كه خداوند به - ابرارى - كه در سوره انسان ذكر كرده مىنوشاند ) بر خلاف چيزى است كه در آيه : ( وَ يُسْقى مِنْ ماءٍ صَدِيدٍ - 16 / ابراهيم ) ذكر كرده است . و در آيه : ( وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً طَهُوراً - 48 / فرقان ) اصحاب شافعى رضى اللّه عنه گفتهاند - طهور - در آيهء اخير به معنى مطهّر - است ( يعنى از آسمان آبى پاك كننده فرو فرستاديم ) و اين معنى از نظر لفظ صحيح نيست زيرا وزن فعول به
--> كرده درست است . صاعد اندلسى مىگويد : من كتابى را نمىشناسم در علمى از علوم قديم و جديد كه شامل آن علم باشد با احاطه با جزاء آن غير از سه كتاب ، اوّل : مجسطى بطلميوسى در علم كيهان شناسى . دوّم : كتاب ارسطو در علم منطق . و سوّم : كتاب سيبويه بصرى نحوى ، كه هر يك از اين سه كتاب همه چيز را بحث كردهاند . همين كه كسى كتاب سيبويه را بر مبرّد خواند ، گفت : تو بر درياى بزرگى راه مىپيمائى . ابن النطاح مىگويد : در حضور خليل بن احمد بودم همين كه سيبويه وارد شد خليل گفت : مرحبا و آفرين به دوستى كه از ديدارش ملول نمىشويم . ديگرى مىگويد به كتاب سيبويه نگاه كردم و آن را رساتر و بليغتر از سخنش يافتم . داستان مناظره سيبويه را با كسائى كه به دربار خلفاى عبّاسى منسوب بود شنيدنى است براى اينكه در يك مسئلهء نحوى كه به نام ( زنبوريّه ) معروف است سيبويه گفت « فإذا هو هي » ولى كسائى با او مخالفت كرد تا اينكه عربى بدوى را با رشوه آوردند كه بنفع كسائى نظر بدهد و چنين هم شد ولى صفحات تاريخ ادب نام سيبويه را در آن داستان و بعد از آن به نيكى ياد نموده است . ابو طيب لغوى مىگويد : ثعلب گفت روزى كه فرّاء از دنيا رفت كتاب سيبويه زير سرش بود . ( معجم الادباء / 816 ) روزى جاحظ گفت : مردم در نحو كتابى مثل كتاب سيبويه ننوشتهاند و بقيّهء كتابهاى در برابر كتاب او در حكم عيال و خاندان او هستند و چون خواستم به عبد الملك زيارت وزير معتصم چيزى هديه كنم ، چيزى بهتر از كتاب سيبويه نيافتم كه از ورثه فرّاء آن را خريده بودم . ابو زيد انصارى مىگويد سيبويه در سنّ جوانى به درس مىآمدم و شنيدم كه مىگفت از هر كسى كه به او اعتماد دارى برايم حديث بگو . ( وفيات الاعيان 3 / 134 ) .